۴ شهریور ۱۳۸۸

نسخه پارسی باستان سنگنبشته بیستون- بخش یکم

دوستان گرامی و ارجمند
تتتتت
در پیوستار جستارهایم درباره داستان کوه بیستون بر آن شدم تا برگردان سراسر نسخه پارسی باستان سنگنبشته داریوش بزرگ را به همراه آوانگاری (transcription) بیاورم. چرا که برجسته ترین یادمان این کوه، این سنگنبشته سه زبانه بوده افزون بر این، سنگنبشته بیستون یکی از پیامهای ایرانیان کهن، به همراه واژه های بسیار از زبان «پارسی باستان» (Old Persian) یکی از بازمانده های گروه زبانهای «ایرانی کهن» (Old Iranian) در کنار زبانهای کهن ایلامی و اکدی است. نگاه به این واژه های نسخه پارسی می تواند ما را در دانستن زبانهای ایرانی کهن، آواهای آنها و همچنین چگونگی دستور زبان، یاری رساند.
تتتتتتت
افزون بر زبان پارسی باستان، می توانیم واژه هایی از زبانهای دیگر ایرانی کهن مانند «زبان مادی» را درمیان این نسخه دریابیم. مثلاً واژه ای چون asabāra (اسب بر: سوار) بی گمان واژه ای پارسی است که در این نسخه دیده می شود. اما در میان سخنان داریوش بزرگ واژه aspa را نیز بسیار می بینیم مانند نام Vištāspa پدر داریوش بزرگ که این واژه بی گمان واژه ای از زبانی دیگر است که با توجه به گواهی های فراوان برجای مانده «مادی» است. این گونه بررسی آوایی در این نسخه می تواند ما را در یافتن دسته بندی های آوایی زبانهای آوایی و همچنین واژه های زبانهایی مانند مادی یاری رساند.
تتتتتتتتتت
همچنین برخی از نامهای آورده شده در این نسخه از شیوه آوایی زبان پارسی باستان پیروی نمی کنند. واژه Bardiya از شیوه آوایی زبان پارسی باستان پیروی کرده اما در نسخه اکدی این سنگنبشته Bar-zi-ia آورده شده که این واژه برگردان آوایی واژه مادی *Barziya است. بهتر بگویم در شرایط آوایی ویژه، در شاخه ای از زبانهای ایرانی کهن مانند مادی و اوستایی واک /z/ به /d/ در زبانهایی مانند پارسی باستان دگرگون شده است. این واژه از ریشه ایرانی کهن *bŗz به معنی بلند گرفته شده در اوستایی bərə بوده که در نام مانند Ave: Harā bərəzaiti (هرای بلند: البرز) می شود و در زبان مادی barz بوده است. بردیا به معنی والا یا بلند مرتبه است. درباره واژه ای چون θuxra نیز داستان چنین است. در نسخه اکدی این سنگنبشته Su-uh-ra آورده شده که برگرفته از واژه مادی *Suxra و نه واژه پارسی باستان است.
تتتتتت
اگر به فهرست نام کشورهای در فرمان هخامنشیان در بند 6 نسخه پارسی باستان نیز نگاه کنید، نامی چون Zra(n)ka را که سرزمینی در شرق ایران کهن بود می بینید که در نسخه های کلاسیک یونانی Drangia آورده شده است. با نگاه به این همین دو واژه می توانیم به نکته ای شگفت آور رسیده دریابیم که یونانیان که بیشتر با پارسها در آمدو شد بودند، نام این سرزمین را از زبان هخامنشیان پارسی به شیوه *Dra(n)ka شنیده و سپس آنرا Drangia نوشته اما خود پارسها در آوردن نام این سرزمین، از زبان مادها شنیده در نوشته های خویش Zra(n)ka آورده اند. نگاه به این واژه ها و شیوه های آوایی می تواند ما را به حقیقت هایی در تاریخ نزدیک کند. مادها یک شاهنشاهی بزرگ را پیش از پارسها برپا ساخته بودند که مرزهای آن تا آنسوی Zra(n)ka یا شمال سیستان کنونی می رسید.
تتتتتتتتتت
این شاهنشاهی مادی در میان واژه های همین نسخه پارسی باستان در همین سنگنبشته بیستون، نیز پنهان است. ترکیب واژه های xšāyaθiya xšāyaθiyānām (شاه شاهان) بی گمان از زبان های ایرانی کهن پیروی نمی کند. اگر می خواستند آنرا به شیوه ایرانی بیاورند می بایست آن را *xšāyaθiyānām xšāyaθiya می نوشتند. نمونه های بسیاری از ترکیب مضاف و مضاف الیه را در همین نسخه پارسی باستان ببینید. همچنین در نوشته های پارسی میانه ترکیب šāhān šāh را می بینیم که آشکارا ترکیبی ایرانی است.
تتتتتتتت
ترکیب آورده شده در نوشته های هخامنشی از ترکیبی پیروی می کند که در زبان اکدی به سیمای šarru šarrani است و از آنجا که مادها پیش از برآمدن پارسها با سرزمین های میان رودان سروکار داشتند، به احتمال بسیار پارسها آن را از مادها الگوبرداری کرده بودند. شگفت آورتر آنکه خود واژه xšāyaθiya از الگوی آوایی پارسی باستان پیروی نمی کند چرا که با بررسی قانون آوایی زبانهای ایرانی کهن، واژه پارسی باستان می بایست *xšāyašiya بوده باشد. از آنجا که پیش از برآمدن هخامنشیان، مادها بودند که نخستین فرمانروایی بزرگ ایرانی را در شهر هگمتانه برپا نموده بوده و با استناد به پیوندهای دیرین مادها و پارسها، چاره ای نیست بپذیریم که xšāyaθiya xšāyaθiyānām آورده شده در سنگنبشته های هخامنشی، از دستگاه اداری مادها و از زبان آنها الگو برداری شده بود.
تتتتتتتت
اینها حقیقت هایی هستند که شکوه پنهان شاهنشاهی مادها را بر ما آشکار می سازند. خود نام Vištāspa پدر داریوش بزرگ شگفتی آور است. بخش نخست این نام višta پارسی است. اما بخش دوم آن آشکارا از زبانی دیگر برگرفته شده که به احتمال بسیار مادی است. همچنین در همین سنگنبشته نام دست اندرکاران مادی مانند Xšaθrita ، Uvaxštra و Taxmaspāda به همان شیوه آوایی زبانی آورده شده اند که نمی توان آن را پارسی دانست. احتمال بسیار فراوان است که آنها به همان زبان مادی نوشته شده باشند.
تتتتتتتت
نگاه به الگوهای نوشتاری دیگر نیز چون نوشته θātiy Dārayavauš xšāyaθiya «داریوش پادشاه می گوید» که در نوشته های اورارتوییان دیده شده و یا vašnā Auramazdāha «به خواست اهورامزدا» که از نوشته اورارتویی «به نیروی خدای خالدی» برگفته شده است ما را به اندیشه درباره راهیابی این الگوها از اورارتوها و میان رودان به پارسها انداخته و این راهیابی تنها و تنها از میان مادها و پیش از پیدایش هخامنشیان انجام پذیرفته است. ما در این نوشتار تنها به چند گواهی در زبانهای باستانی پرداختیم که نشانگر پیوند ژرف میان مادها و پارسها است.
kkkkkk
(d) Hal-di-in-ni uš-m-[a-ši]-ni M[e]-n[u]-[a]-[še] Iš-pu-u-i-ni[-hi]-ni-še i-ni[p] i-i-[i] I a[gu]-ni Me-nu-a-I pi-i-li ti-i-ni Hal-di-ni-ni al-su-i-ši-ni Me-nu-a-ni LUGAL DAN.(NU) LUGAL al-su-i-ni LUGAL Bi-i-a-i[a] a-e a-Lu-si Tu-uš-pa-a-e URU Me-nu-a-še a-li-e a-lu-še i-ni DUB-te tu-li-i-e a-lu-še pi-tu-li-e [a]-lu-še a-i-ni-e-t i-ni-li du-li-e a-lu-še u-li-še ti-i-u-li-e i-e-še i-ni pi-i-li a-gu-bi[t] u-ri-ni-ni Hal-di-še Im-še [u] tu-še DINGIR še me-a-ni utu-ni pi-e-i-ni
dddddd
«به نیروی خدای خالدی، منوا پسر ایشپوینی این آبراه را برپا ساخت و آبراه منوا نام گرفت. به نیروی خدای خالدی منوا پادشاه نیرومند، پادشاه بزرگ، پادشاه کشور بیاینیلی، فرمانرا بر شهر «توشپا» می گوید: کسی که این سنگنبشته را نابود کند، کسی که به آن آسیب بزند، کسی که این کار را انجام دهد و چیزی دیگر از این که «من این آبراه را ساختم» بگوید، او به دست خالدی، تای شبا، شیوینی و همه خدایان در زیر روشنایی خورشید نابود باد» (سنگنبشته اورارتویی یافت شده درمنطقه «اردامد»)
ععععع
گواهی های فراوان دیگر تاریخی و باستان شناسی مانند حضور بسیار گسترده مادها در دربار هخامنشیان، اینکه چهره های مادی در میان پیکره های تخت جمشید فراوان هستند اینکه بسیاری از رفتارها و رسم ها و تشریفات هخامنشیان مانند بلند کردن دست راست یا گردونه های شاهی، همچنین نشان «دایره بالدار» در بیستون و گورهای نقش رستم آشکارا الگو گرفته از هنر آشوری و اورارتویی است، ما را در اندیشه درباره تاریخ و تمدن پنهان مادهای ایرانی رهنمون می شود.
ععععع
در نوشتن نسخه پارسی باستان سنگنبشته بیستون من از کتاب زیر بهره گرفته ام:
تتت
OLD PERSIAN; Grammar, Text, Lexicon; By Ronald G. Kent; Professor of Emeritus of Indo-European Linguistics; University of Pennsylvania; AMERICAN ORIENTAL SOCIETY; 1950
تتتت
همچنین از جناب دکتر دوست زاده که این کتاب را به رایگان در تارنگار «آذرگشنسب» http://www.azargoshnasp.net/languages/Old_Persian/oldpersianmain.htm در دسترس ایران دوستان گذاشته اند، سپاسگذاری می نمایم.
تتتت
این کتاب به نام زیر به پارسی برگردان و در انتشارات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به چاپ رسیده است:
تتتت
فارسی باستان، دستور زبان، متون، واژه نامه، رونالد گ. کنت، ترجمه و تحقیق: سعید عریان، 1384
عع
همچنین من در پیشگفتار این جستار از کتابهای زیر نیز بهره گرفته ام:
تتتتت
1- کتیبه های هخامنشی، پی یر لوکوک، ترجمه نازیلا خلخالی، زیرنظر دکتر ژاله آموزگار، انتشارات نشر و پژوهش فرزان
ییییی
2- Compendium Linguarum Iranicarum; Herausgegeben von RUDIGER SCHMITT; 1989; Dr. Ludwig Reichert Verlag Weisbaden
ییییییی
3- زبان اورارتو، میلیکشویلی، برگردان: حمیده بحرانیان، انتشارات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
ffff
نسخه پارسی باستان سنگنبشته بیستون در سه نوشتار آورده می شود. نوشتار نخست دربرگیرنده ستونهای یکم و دوم بوده و نوشتار دوم ستون سوم وچهارم در دربر خواهد گرفت. همچنین در نوشتار سوم ستون پنجم و نیز سنگنبشته های کوچک را خواهم آورد.
ییییییییییی
عکس شماره 23: شکوه سنگنبشته داریوش بزرگ در شامگاهان (اندازه بزرگ 2023*3600)
نننننن
یییییی

عکس شماره 24: (اندازه بزرگ 2023*3600)
نننننننننن


عکس شماره 24: (اندازه بزرگ 2475*330)
ییییییی ننننننن

عکس شماره 25: (اندازه بزرگ 2400*3200)
یییییییییینننننننننننن


عکس شماره 26: (اندازه بزرگ 3000*4000)

نننننننننن

عکس شماره 27: (اندازه بزرگ 3000*4000)نییییی
ییییییی
ننننننن
عکس شماره 28: (اندازه بزرگ 3000*4000)

ننننننننن
عکس شماره 29: (اندازه بزرگ 3000*4000)

ننننننننن
عکس شماره 30: (اندازه بزرگ 3000*4000)
یییییییییییی


عکس شماره 31: (اندازه بزرگ 3000*4000)
نننن

۳۱ مرداد ۱۳۸۸

عکس های سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون- بخش دوم


عکس شماره 12: (اندازه بزرگ 2100*2800)
یییی
کککککککک
θātiy Dārayavauš xšāyaθiya nūram θuvam varnavatām tya manā kartam avaθa kārahyā rādy mā apagaudaya yadiy imām hadugām naiy apagaudayāhy kārahyā θahy Auramazdā θuvām dauštā biyā utātaiy taumā vasiy biyā utā dargam jivā
سسسسس
داریوش پادشاه می گوید: اکنون (که) تو را باور شود آنچه که از من انجام شد، آنگاه (آن را) از مردم پنهان مساز، اگر این سند را پنهان نسازی، به مردم بگویی، اهورامزدا تو را دوستار باد و دودمانت بسیار باد و دیرباز زی (OP DB, IV, 52-56)
یییییییی
ئئئئئئئ



عکس شماره 13: اندازه بزرگ (2063*2750)
.........

θātiy Dārayavauš xšāyaθiya tuvam kā hya aparam imām dipim vaināhy tyām adam niyapaišam imavā patikarā mātya vikanāhy yāvā utava āhy avaθāšatā paribarā

یییییی
داریوش شاه می گوید: تو که از این پس این نبشته را که آنرا من نوشتم ببینی، یا این پیکره ها را، مبادا آنها را نابود سازی، از این پس تا زمانیکه نیرومند هستی آنها را پاسدار باش (OP DB, IV, 69-72)
یییییی


عکس شماره 14: ستون های یکم، دوم و سوم نسخه پارسی باستان در این عکس زیر پیکره ها دیده می شوند. بالای سر پیکره داریوش بزرگ نسخه ایلامی (OP EL A) ودرست در همتراز بالای آن نسخه ایلامی برگردان بند 70 ستون چهارم نسخه پارسی باستان است. در سوی چپ آن برگردان پارسی همان نسخه ایلامی بالای سر داریوش کنده شده است. (اندازه بزرگ 1800*2400)
مممم
گگگگگگگگ

θātiy Dārayavauš xšāyaθiya yadi imām dipim vaināhy imaivā patikarā naiydiš vikanāhy utātaiy yāvā taumā ahatiy paribarāhadiš Auramazdā θuvām dauštā biyā utātaiy taumā vasiy biyā utā dargam jivā utā tya kunavāhy avataiy Ahuramazdā ucāram kunautuv (OP DB, IV, 72-76)

ببببببببب
داریوش پادشاه می گوید: اگر این نبشته را ببینی (یا) این پیکره ها را، نابود نسازی آنها را تا زمانیکه نیرومند باشی نگهدار باشی، اهورامزدا تو را دوستار باد و دودمانت بسیار باد و دیرباز بزی و آنچه انجام دهی اهورامزدا آن را به نیکی پاداش دهد.
بببببببب
ببببببببب
عکس شماره 15: در بالای سر پیکره ها برگردان پارسی باستان و نسخه اکدی نوشته های نمایانگر پیکره ها آورده شده اند. شگفت آور است که این نوشته ها همگی در زیر پیکره دایره بالدار آورده شده اند نه در بالای آن (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی


عکس شماره 16: ستون دوم و سوم نسخه نوی ایلامی دست چپ نسخه پارسی باستان. این بخش از نوشته ها پس از کندن پیکره سکونخای سکایی و از میان رفتن نسخه کهنه ایلامی دوباره نوشته شده است (اندازه بزرگ 1800*2400)
یییییییییییی


عکس شماره 17: نسخه اکدی در بالای نسخه نوی ایلامی و همچنین سوی چپ پیکره ها که در یک ستون دو بخشی بزرگ نوشته شده است (اندازه بزرگ 1763*2350)
ییییییییی


عکس شماره 18: ستون یکم و دوم نسخه پارسی باستان زیر پیکره ها (اندازه بزرگ 1800*2400)
ییییییییی

عکس شماره 19: بخشی از ستون دوم و سوم نسخه پارسی باستان زیر پیکره ها (اندازه بزرگ 1725*2300)
ییییییییییی

عکس شماره 20: نسخه کهنه ایلامی که پس از کندن پیکره سکونخای با کلاه نوک تیز بخشی از آن ازمیان رفته و پس از کپی نویسی در سوی چپ نسخه پارسی باستان از میان رفته است. تنها سه خط از این نسخه زیر پای پیکره سکونخا نمایان است (اندازه بزرگ 1613*2150)
یییییییییی
ااااااا
عکس شماره 21: پیکره دایره بالدار که در سنگنبشته بیستون نمایش داده شده به شیوه هنری اکدی تراشیده شده است. این احتمال هست که بخشی از این پیکره پس از تراش در جایی دیگر به اینجا آورده شده و سپس چسبانده شده است. بالهای دایره چون بالهای دایره های بالدار آشوریان و همچنین اورارتوییان تراشیده شده است. کلاه روی سر پیکره درون دایره نیز اکدی است. بالای این کلاه یک ستاره 8 پر کنده شده که در جهان میان رودان باستان نماد «شاماش» خدای خورشید اکدیان بود. شگفت آور است که سه بخشی بودن را در این دایره آشکارا می بینیم. هر بال این دایره با موج رودخانه به سه بخش تقشیم شده و افزون بر این خود دایره هم از سه انگاره بزرگ تشکیل شده است: دایره، بالها و دم که پرنده ای را نمایان می سازند و همچنین پیکره یک آدمی. نمایش این گونه دایره بالدار با بالهای مانند رود مواج، پیش از این میان آشوریان ، بابلیان و نیز اورارتیان گسترده بوده و این گونه بالها با اندیشه بخشندگی خورشید و بارش از آسمان در پیوند بود. پرتوهای خورشید چون بارش باران از آسمان فرو می ریزند و به زمین زندگی می بخشیند. همچنین از آنجا که دو رود بزرگ در میان رودان روان بوده آن سرزمین را آبیاری می ساخت، خورشید را نیز چون آبیاری کننده آسمانی زمین دیده بالهایش را مانند موج های رودخانه می دیدند.
ببببببب
نمایش دایره بالدار نخستین بار از آغاز هزاره سوم پیش از میلاد نزد مصریان باستان پدیدار شد. مصریان آنرا نماد «هوروس» با «هروبهوتت» (هوروس با بالهای رنگارنگ) می نامیدند که هوروس خدای روشنایی و خورشیدی و پیروز در نبرد با تاریکی و بدی نزد مصریان کهن بود. اسطوره «هروبهوتت و دایره بالدار» که بر دیوارهای پرستشگاه «ادفو» در مصر بالا نوشته شده پیوند آشکار دایره بالدار را با باورهای مصریان کهن نشان می دهد که نمایش این دایره سخت با آیین های مصریان کهن در پیوند بود.
تتتت
از آغاز هزاره دوم نمایش باشکوه دایره بالدار از سوی «هتیت ها»، «میتانی ها»، «بابلی ها» و سپس «اورارتوییان» و... آغاز شد. در همه این تمدن ها این دایره نماد روشنایی و خورشید و پیروزی بر تاریکی پنداشته شده با شکوه بسیار نمایش داده می شدند. این نکته باید فراموش نشود که در بررسی دایره بالدار هخامنشی افزون بر بررسی اسطوره های ایرانیان باستان و باورهای آنان به نبرد روشنایی و تاریکی، به نمایش این دایره در تمدنهای پیش از هخامنشیان توجه شده اسطوره ها و باورهای در پیوند با آن پژوهش شوند.
اااااااا
پس می توان گفت نمایش این دایره بالدار در هنر هخامنشی همچون هنر تمدن های پیش از آنان، سراسر با باورهای آیینی آنان به ویژه به باورها درباره نبرد کیهانی نیکی و بدی که در آیین زرتشت آشکار شد درپیوند بوده جنبه آیینی و دینی نمایش این دایره را در همین سنگنبشته بیستون می توانیم دریابیم.
تتتتت
داریوش بزرگ به پاس پیروزی بر شورشیان دست راست خود را به نشان درود به سوی دایره بالدار بالا آورده و پیکره ها چنان نمایش داده شده اند که گویی دایره بالدار دشمنان داریوش را در بند کرده آنها را به پیشگاه او آورده است. پس نمایش این دایره گونه ای نمایش انگاره «جنگ» و «پیروزی» بود. انگاره که نزد مردمان کهن در نبرد کیهانی روشنایی و تاریکی تجلی یافته و پسان تر نزد ایرانیان در شخصیت «ایزد بهرام» نمایان گشت. شگفت آور است که همین اندیشه را پسان تر در سیمای تاج برخی شاهان ساسانی به ویژه «خسرو دوم» نیز می بینیم که بالهای گشوده فراز تاج آنان نمادی از ایزد بهرام و پیروزی بودند. نمای کمانی که همراه پیکره این دایره بالدار است درست همانند دایره های بالدار آشوریان، این اندیشه را آشکارتر نموده است.
ییییییی
آیا این دایره نماد همان اهورامزدا است؟ به باور من اینکه این دایره بالدار را همان نماد اهورامزدا بدانیم یک سادگی بسیار آشکار است. کوهی که داریوش بزرگ سنگنبشته نامدار خود را بر آن کند، کوه «بغستان» نام داشت و زمانی «کتزیاس» هم نوشت که این کوه به «زئوس» (اهورامزدا) پیشکش شده است. پس اینکه بر دیواره کوهی که پیشکش شده به اهورامزدا پنداشته شده و «جایگاه اهورامزدا» خوانده شود پیکره ای را به نام نماد اهورامزدا نمایش دهند، طبیعی نیست.
ییییی
دوم اینکه بالاتر گفتم که نمایش این دایره سده ها در هنر پیش از هخامنشیان گسترده بود و سراسر با اندیشه های خورشید درپیوند بود. خورشید خود یکی از آفریده شدگان بدست اهورامزدا بوده و ایرانیان کهن او را نماز و نیایش می گفتند. خورشید چشم اهورامزدا و نماد پاکی و همچنین پیروزی بود و نمادهایی که پسان تر در «بهرام یشت» به ایزدبهرام نسبت داده شده درحقیقت از روزگاری دور از نمادهای خورشید بودند. افزون بر این دور است اهورامزدایی که نزد هخامنشیان آفریننده زمین، آسمان و مردم خوانده شد، دارای پیکره ای بوده باشد آنهم بدین گونه! آرزوی ما این است که زمانی بتوانیم جستارهایی درباره همین دایره بالدار و پیوند آن با اندیشه های خورشید و همچنین «فر» که نزد هخامنشیان نیز دارای جایگاه برجسته ای بود داشته باشیم.
یییییی
نمایش پیکره ها در بیستون به گونه ای نمایش پیروزی نیروی کیهانی روشنایی بر تاریکی است که در ایران باستان و آیین زرتشت نمایان بود. همه جا در این سنگنبشته داریوش از شورشیان به نام «دروغگو» یاد کرده که نماد و انگاره ای اهریمنی بود (اندازه بزرگ 1800*2400)یییییییییییی
یییییییی
ننننننن
θātiy Dārayavauš xšāyaθiya yadiy imām dipim imaivā patikarā vaināhy vikanāhadiš utātaiy yāvā taumā ahatiy naiydiš pairibarāhy Ahuramazdātaiy jatā biyā utātaiy taumā mā biyā utā tya kunavāhy avataiy Auramazdā nikatuv
ییییییی
داریوش پادشاه می گوید: اگر این نبشته (یا) این پیکره ها را ببینی آنها را نابود سازی و تا زمانیکه نیرومند باشی آنها را پاسدار نباشی، اهورامزدا نابودکننده تو باد و دودمانت مباد و آنچه انجام دهی اهورا مزدا آنرا نابود سازد. (OP DP, IV, 76-80)
ییییییییی
ننننن
عکس شماره 22: (اندازه بزرگ 2138*2850)
ببببببببب

۲۸ مرداد ۱۳۸۸

عکس های سنگنبشته داریوش بزرگ در بیستون- بخش نخست

عکس شماره 1: نمای سنگنبشته باشکوه داریوش بزرگ بر سینه دیواره بیستون، در سوی پایین راست عکس نمای پیکره ها و سنگنبشته پهلوانان بزرگ اشکانی دیده می شود که شوربختانه میانه آن بدست شیخعلی خان زنگنه والی کرمانشاه در روزگار شاه سلیمان صفوی ویران شده است. این عکس در پاییز سال 1387 خورشیدی گرفته شده است (اندازه بزرگ 1500*2000).
ییییییییی

عکس شماره 2: سیمای سراسری سنگببشته داریوش بزرگ- داریوش دست خود را به نشان درود به دایره بالدار بلند کرده است و خورشید نیمروز نیز سینه دیواره را روشن نموده است. (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییییییی

عکس شماره 3: این هم عکسی دیگر (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییییییییییی

عکس شماره 4: دیوازه بزرگ کوه بیستون که سنگنبشته بر روی آن کنده شده، سیمای شگفت انگیز این دیواره بزرگ چنان است که خود سنگنبشته که مانند یک پرده سینما دیده می شود، در آن بسیار ریز دیده می شود. در سوی چپ پایین سنگنبشته پیکره تراشان دیوار کوه را چنان هموار ساخته اند که دیگر کسی به آسانی نتواند به سنگنبشته دسترسی داشته باشد (اندازه بزرگ 1500*2000).ییییییییی
یییییییی

عکس شماره 5: یک عکس سیاه و سپید از سنگنبشته داریوش بزرگ، ستون یکم تا سوم نسخه پارسی باستان درست زیر پیکره هاست. ستون چهارم و پنجم سوی راست، فراز ستون چهارم و پنجم نسخه کهنه ایلامی است، سوی چپ نسخه پارسی باستان نسخه نوی ایلامی و فراز نسخه ایلامی نسخه اکدی نوشته شده است (اندازه بزرگ 1500*2000).
اااااااا عکس شماره 6: این هم عکسی دیگر، نسخه نوی ایلامی دست چپ نسخه پارسی باستان در سه ستون در یک فرورفتگی مستطیل مانند دیده می شود (اندازه بزرگ 1500*2000).
یییییی

عکس شماره 7: (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییی

عکس شماره 8: نمایی از شکاف کوه که در دیواره کناری آن سنگنبشته بیستون چنان تراشیده شده که به آسانی مردمان از شاهراه کهن آنرا ببینند. همچنین پس از برآمدن آفتاب در بامداد روشنایی خورشید همیشه به آن می تاید. سنگهای بزرگی که پایین دیواره دیده می شود هنگام تراشیده شدن دیواره از بدنه کوه کنده شده و پایین انداخته شده اند. راه کجی که پایین سنگنبشته دیده می شود راهی بود که بدست پیکره تراشان در دل سنگها تراشیده شده بود تا کارگران به آسانی بتوانند برای تراش پیکره ها و نوشتن سنگنبشته از آن بالا بروند (اندازه بزرگ 2100*2800).

ییییییی عکس شماره 9: (اندازه بزرگ 2100*2800)

یییییییییعکس شماره 10: چشم انداز زیبایی از دشت روبروی کوه بیستون، همان دشتی که به باور بسیاری از پژوهشگران همان دشت بزرگ نیسایه بود. روزگاری پردیسی بزرگ در این دشت با درختان بسیار برپا بود. امروزه کشاورزان و مردم نجیب کرد در روستاهای پراکنده در این دشت زندگی کرده و سده است که نیاکانشان پاسدار سنگنبشته های کوه بیستون بودند. چشمه ای که از زیر کوه بیستون می جوشد در عکس دیده می شود. این عکس درست از پایین دیواره ای که سنگنبشته داریوش بزرگ بر سینه آن است گرفته شده است (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییییی عکس شماره 11: سیمای سنگنبشته بیستون درست از پایین دیواره . زمانی سر رابرت کرپورتر از اینجا یک نقاشی از پیکره ها کشید. او نتوانست از دیواره بالا رفته و نویسه های میخی را رونویسی کند. اما زمانی دیگر سر هنری راولینسن از این دیواره با نردبانهای چوبی بالا رفت و خود را به سنگنبشته رساند. امروزه پلکان آهنی که در دست راست سنگنبشته گذاشته شده است رسیدن به سنگنبشته را آسان نموده است (اندازه بزرگ 1500*2000)

ادامه دارد

یییییی

ییییییییی

۲۳ مرداد ۱۳۸۸

عکس های دیواره کوه بیستون

شاید نگاه به دیواره کوه بیستون برای ما بسیار شگفت انگیز باشد و همچنین پرسش برانگیز. نگاه به این دیواره که زمانی شاهراه کهن شرق و غرب از کنار آن می گذشت ما را در یافتن پاسخ این پرسش که چرا این بخش از کوه بیستون نزد ایرانیان کهن مورد توجه بود، یاری رساند. دیواره ای که نگاه به آن آدمی را به یاد اندیشه هایی جون «توانایی»، «نیرو»، «سربلندی» و «سترگی» می اندازد. در این جستار عکس های دیواره کوه بیستون را آورده ام تا در جستارهای دیگر به بخشی از یادمانهای کهن ایرانی که در پای این دیواره برپا شده بودند بپردازم. عکس هایی که من در اینجا آورده ام، همگی در پاییز سال گذشته گرفته شده اند. سپاسگذارم


لللللللللل

عکس شماره 1: اگر به فراز دیواره این کوه بنگرید آنرا مانند شعله های آتشی بزرگ و زرین می بینید. شگفت آور است که دیواره که سنگهایش به رنگ آتشین است، ما را به یاد آتش هایی می اندازد که در یادمانهایی چون نقش رستم فراز آرامگاه های شاهان هخامنشی کنده شده است. به شکاف بزرگی که در میلیون ها سال در میان این دیواره به وجود آمده است نگاه کنید (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییییییعکس شماره 2: پوزه جنوبی دیواره کوه بیستون، سنگنبشته داریوش بزرگ و همچنین یادمان گودرز و مهرداد اشکانی آن سوی این پوزه و پیکره بلاش اشکانی در بلندی این سوی پوزه کنده شده اند (اندازه بزرگ 1500*2000).

ییییییییی عکس شماره 3: دیواره بزرگ فراز شاهراه کهن که چون آتشی بسیار بزرگ به چشم می خورد (اندازه بزرگ 1500*2000).

ییییییی

عکس شماره 4: بخشی دیگر از دیواره کوه بیستون که در روزگاری دور کتزیاس آنرا وقف شده به «زئوس» (اهورامزدا) خوانده بود (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییی

عکس شماره 5: این هم عکسی دیگر از پوزه جنوبی کوه، شاهراه کهن درست از کنار این پوزه می گذشت. در جلوی این پوزه یک چشمه پرآب از زیر کوه برآمده و آنسوی پوزه سنگنبشته داریوش بزرگ و یادمان اشکانیان در تنگه ای کنده شده است. فراز این پوزه جایگاه آتشدان های کهن ایرانیان باستان در روزگار مادها است، همچنین در سوی چپ و پایین عکس دیواره بزرگ فرهاد تراش را که در روزگار ساسانیان تراشیده شده است را می توانید ببینید (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییییی


عکس شماره 6: آسمان کوه بیستون که امروزه پروازهای بین المللی میان ترکیه ، اروپا و کشورهای عربی از فراز آن می گذرند (اندازه بزرگ 1500*2000).

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

عکس های کوه بیستون- بخش سوم

عکس های شماره 20 تا 31
یییییییی

عکس شماره 20: چشم انداز کوه زیبای بیستون در افق هنگام غروب خورشید، عکس از فراز دریند شهر سهنه (صحنه)، (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی
عکس شماره 21: کوه بیستون آنسوی کوه ها (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییی

عکس شماره 22: کوه بیستون در افق (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییی
عکس شماره 23: یک عکس دیگر (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییی
عکس شماره 24: کوه بیستون در غروب خورشید، تپه نادر آباد که روزگاری نادر شاه افشار توپهای خود را برای نبرد با عثمانی ها بر فراز آن گذاشت در بخش پایین عکس دیده می شود. (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییییی

عکس شماره 25: کوه بیستون و کوه نجوبران پس از غروب آفتاب (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی

عکس شماره 26: دیواره بزرگ کوه بیستون عکس از جبهه جبوب غربی، روزگاری شاهراه کهن از کنار این کوه می گذشت و داریوش بزرگ و دیگر ایرانیان هم آن را دیدند و یادمان و سخنان خود را بر سینه آن به یادگار گذاردند (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی

عکس شماره 27: چشم اندازی دیگر از دیواره بزرگ کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی

عکس شماره 28: یک عکس دیگر از این دیواره، پسان تر هنگام دیدن عکس دانستم که افزون بر این کوه از شاهینی که در پرواز بوده هم عکس گرفته ام. این شاهین در جلوی ابرهای فراز کوه در عکس دیده می شود. (اندازه بزرگ 1500*2000)

ییییییی

عکس شماره 29: یک چشم انداز دیگر از دیواره کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییعکس شماره 30: کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی

عکس شماره 31: این واپسین عکسی بود که من از کوه بیستون گرفتم. بیستون ، یادمانهای ایرانی و مردمانی که پیرامون آن زندگی کرده و پاسدار آن یادمانها بودند را به یزدان بزرگ سپردیم و بازگشتیم (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی