جستار ششم: از سنگنبشته داریوش بزرگ تا یادگار پارتیان
للللللللل
سنگنبشته بر دیواره غربی جنوبی ترین پوزه کوه بیستون کنده شده است. از راه کهن کاروان رو و پای شکاف درون پوزه، یک تنگه دیده می شود که بر دامنه آن سنگهای بزرگ خشن روی هم انباشته شده یا در گوشه و کنار آن پراکنده هستند. بسیاری از این سنگهای ناهموار هنگام آماده کردن دیواره برای تراش سنگنبشته و هموار کردن دیواره زیر آن به دست سنگ تراشان از بدنه کوه کنده و در تنگه انداخته شده بودند. برخی دیگر از سنگهای بسیار بزرگ دیگر هم که آنجا دیده می شود در میلیون ها سال به دلیل لرزش های زمین و دیگر فرآیندهای طبیعی از فراز کوه بیستون ریزش کرده و به این تنگه افتاده اند. بسیاری از سنگ ها چنان پراکنده و دست نخورده هستند که هنوز پس از گذشت هزاران سال از کندن سنگنبشته می توان خط تیشه های سنگ تراشان را بر برخی از آنها دید.
خود سنگنبشته 20 متر از بالاترین نقطه تنگه بلندتر است. این نقطه که درست پایین شکاف کوه و کنار یک غار کوچک است واپسین جایی است که می توان با پیاده روی و بالارفتن از سنگ های بزرگ در تنگه بالا رفت. از اینجا دیگر بالارفتن از کوه خطرناک بوده تنها سنگ نوردان ورزیده آنهم با کمک ریسمان های بلند و گیره و کمربند می توانند از دیواره کوه بالا رفته و به سنگنبشته برسند.
برپایه اندازه گیری های دقیقی که «لوشی» (Lushey) در سال 1968 انجام داد، لبه برآمده زیر نسخه پارسی باستان (Old Persian version) از نقطه پایین تنگه که کنار راه کهن کاروان رو بوده است 68.80 متر بلندتر است. همچنین برپایه این گزارش، خط پایین خود پیکره ها 66.05 متر بالاتر از این نقطه است. چنین بلندی آنهم فراز یک دیواره پرتگاه مانند، این سنگنبشته را هزاران سال از دسترس مردم و آسیب های احتمالی آنها دور نگه داشته است. تنها چکه های آب، باد و باران و تابش آفتاب بخش هایی از آن را فرسوده است. با این همه پیکره ها، پهنه ای که آنها بر آن تراشیده شدند و همچنین تخته سنگهایی که نوشته های میخی برآن نوشته شده بودند، چنان یکدست و خوش تراش مانده اند که هنگامیکه مردم از دور به آنها می نگریستند از ظریف بودن پیکره ها و سنگنبشته ای که در میان سنگهای خشن و ناهموار بود سخت شگفت زده می شدند.
این ویژگی از سنگهای هراس انگیز و آن دیواره راست کوه، سنگنبشته بیستون را که به ویژه پیکره های آن بسیار هنرمندانه کنده شده اند، سخت گیرا و ستایش برانگیز نشان داده بینندگان را شیفته خود ساخته احساس آنها را برمی انگیخت. چنانچه زمانی «سر هنری کرسویک راولینسن» (Sir Henry Creswick Rawlinson) درمیانه سده نوزدهم درباره آن با گزافه گویی نوشت:
« برای گستردگی، برای زیبایی کار و درستی، آنها [پیکره ها] شاید در جهان همتایی نداشته باشند.» (راولینسن 1847، 193)
ادامه دارد