‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان کوه بیستون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان کوه بیستون. نمایش همه پست‌ها

۲۰ مهر ۱۳۸۸

از سنگنبشته داریوش بزرگ تا یادگار پارتیان

داستان کوه بیستون
جستار ششم: از سنگنبشته داریوش بزرگ تا یادگار پارتیان
للللللللل
سنگنبشته بیستون افزون بر اینکه بزرگترین سنگنبشته میخی برجای مانده از جهان باستان است، برای جایگاهی که فراز دیواره کوهی بزرگ داشت بسیار گیرا بود. هزاران سال این سنگنبشته را تنها می شد از دور دید. زیرا پس از پایان تراش پیکره ها و نگارش نوشته ها راه دسترسی به آن را از میان بردند و برجستگی هایی از سنگها که می توانست جای پایی برای بالا رفتن از دیواره و رسیدن به سنگنبشته باشد با تیشه و کلنگ هموار شدند. پس نمی توان از دیواره کوه بالا رفت و به سنگنبشته رسید.
یییییییییییی
سنگنبشته بر دیواره غربی جنوبی ترین پوزه کوه بیستون کنده شده است. از راه کهن کاروان رو و پای شکاف درون پوزه، یک تنگه دیده می شود که بر دامنه آن سنگهای بزرگ خشن روی هم انباشته شده یا در گوشه و کنار آن پراکنده هستند. بسیاری از این سنگهای ناهموار هنگام آماده کردن دیواره برای تراش سنگنبشته و هموار کردن دیواره زیر آن به دست سنگ تراشان از بدنه کوه کنده و در تنگه انداخته شده بودند. برخی دیگر از سنگهای بسیار بزرگ دیگر هم که آنجا دیده می شود در میلیون ها سال به دلیل لرزش های زمین و دیگر فرآیندهای طبیعی از فراز کوه بیستون ریزش کرده و به این تنگه افتاده اند. بسیاری از سنگ ها چنان پراکنده و دست نخورده هستند که هنوز پس از گذشت هزاران سال از کندن سنگنبشته می توان خط تیشه های سنگ تراشان را بر برخی از آنها دید.
یییییییییی
خود سنگنبشته 20 متر از بالاترین نقطه تنگه بلندتر است. این نقطه که درست پایین شکاف کوه و کنار یک غار کوچک است واپسین جایی است که می توان با پیاده روی و بالارفتن از سنگ های بزرگ در تنگه بالا رفت. از اینجا دیگر بالارفتن از کوه خطرناک بوده تنها سنگ نوردان ورزیده آنهم با کمک ریسمان های بلند و گیره و کمربند می توانند از دیواره کوه بالا رفته و به سنگنبشته برسند.

برپایه اندازه گیری های دقیقی که «لوشی» (Lushey) در سال 1968 انجام داد، لبه برآمده زیر نسخه پارسی باستان (Old Persian version) از نقطه پایین تنگه که کنار راه کهن کاروان رو بوده است 68.80 متر بلندتر است. همچنین برپایه این گزارش، خط پایین خود پیکره ها 66.05 متر بالاتر از این نقطه است. چنین بلندی آنهم فراز یک دیواره پرتگاه مانند، این سنگنبشته را هزاران سال از دسترس مردم و آسیب های احتمالی آنها دور نگه داشته است. تنها چکه های آب، باد و باران و تابش آفتاب بخش هایی از آن را فرسوده است. با این همه پیکره ها، پهنه ای که آنها بر آن تراشیده شدند و همچنین تخته سنگهایی که نوشته های میخی برآن نوشته شده بودند، چنان یکدست و خوش تراش مانده اند که هنگامیکه مردم از دور به آنها می نگریستند از ظریف بودن پیکره ها و سنگنبشته ای که در میان سنگهای خشن و ناهموار بود سخت شگفت زده می شدند.
یییییییییییییییی
این ویژگی از سنگهای هراس انگیز و آن دیواره راست کوه، سنگنبشته بیستون را که به ویژه پیکره های آن بسیار هنرمندانه کنده شده اند، سخت گیرا و ستایش برانگیز نشان داده بینندگان را شیفته خود ساخته احساس آنها را برمی انگیخت. چنانچه زمانی «سر هنری کرسویک راولینسن» (Sir Henry Creswick Rawlinson) درمیانه سده نوزدهم درباره آن با گزافه گویی نوشت:
یییییییییییییی
« برای گستردگی، برای زیبایی کار و درستی، آنها [پیکره ها] شاید در جهان همتایی نداشته باشند.» (راولینسن 1847، 193)
ییییییییییی
ادامه دارد
...............

۹ مهر ۱۳۸۸

آن بغستان باستانی

داستان کوه بیستون
جستار پنجم: آن بغستان باستانی
مممممممم
بگذارید برای اینکه جایگاه سنگنبشته داریوش بزرگ و نقش آنرا در تاریخ دریابیم، به پای کوه زیبای بیستون رفته ببینیم که حال و هوای آنجا در سده های دور چگونه بود. میان «بابل» (Akk: Bāb-ilu) و «هنگمتانه» (OP: Ha(n)gmatāna) راهی کاروان رو بود که جهان سامی را به جهان ایرانی می پیوست و از پای کوه بیستون می گذشت. راهی که سده ها پس از آن، از «بغداد» به «همدان» می رسید.
یییییییی
سنگنبشته بیستون بر سینه دیواره ای در این کوه و درست برفراز این راه کهن تراشیده شده بود. روستایی در نزدیکی این سنگنبشته بود که به نام همان کوه بزرگ، «بیستون» (Bīstūn) نام داشت. گرچه گونه های دیگری از این نام مانند «بیستون» (Bīsitūn)، «بیسوتون» (Bīsutūn) و «بهستون» (Behistūn) نزد مردم آن جایگاه پراکنده بوده است، با این همه در جهان پژوهشهای زبانهای کهن و نزد باستان شناسان، نامهای «بهستون» (Behistūn) و (Bīsitūn) پراکنده تر هستند.
ییییییییی
پراکندگی واژه بهستون در نوشته های لاتین، دستاورد «سرلشکر سرهنری کراسویک راولینسن» (Late-Major-General Sir Henry Creswick Rawlinson, Bart., G.C.B.) بود که نخستین بار این نام را به اروپاییان شناساند. او این نام را از کتاب «یاقوت» (Yākut) جغرافیانویس سده ششم و هفتم هجری برگرفته بود. یاقوت در کتابش به همین روستا و چشمه های کنار آن اشاره کرده و بودن دیواره ای سنگی بزرگ و بسیار بلند که پیکره هایی بر روی آن دیده می شدند را کنار همین روستا یادآور شده بود. اما کهن ترین نام در دسترس از این کوه همان است که «دیودوروس سیکولوس» (Diodorus Siculus) نوشته و آن τό Βαγίστανον ορος بود (Lib,II,Cap. XIII).
ییییییییی
واژه بهستون از واژه پارسی میانه MP: Bahistūn به معنی «با ستونهای خوب» برگرفته شده است. چنین نامی، از واژه کهن تر *Bahistān دگرگونی یافته و این نام ریشه در واژه پارسی باستان *Bagastāna به معنی «جایگاه بغ» داشت که آوانگاری یونانی در کتاب دیودوروس از این واژه گرفته شده بود. از همین نام می توانیم دریابیم که ایرانیان کهن این کوه را بسیار برجسته دیده و نزد آنان دارای ارزش، ستایش و احترامی ویژه بود (لینک).
لللللللللل
بسیاری از نویسندگان که در دو سده گذشته از کنار بیستون گذشتند این کوه را برای چشم انداز ویژه آن، تک و جدا از کوههای دیگر می دیدند. جایگاه و چشم انداز زیبا و گیرای این کوه چنان بود که اگر از دشت روبروی دیواره آن یا از همان راه کهن به آن می نگریستند گمان می کردند که کوهی است بلندتر از کوههای دیگر و دیواره جنوبی آن سخت نگاه ها را به خود می کشاند. هنگام رفتن از کرمانشاه به همدان رشته کوهی دور از راه کهن در سوی چپ دیده می شوند که دارای کوههای سنگی آهکی با دیواره های بزرگ می باشند. اما با نزدیک شدن به بیستون که واپسین کوه از این رشته است، جاده به دیوارهای کوهها نزدیک شده و کوهی با ستیغ ها و لبه های تیز دربرابر رهگذران دیده می شود. هرچه پیش می رویم جاده به دیواره کوه نزدیک تر شده تا اینکه جنوبی ترین پوزه کوه که کنار شکافی بزرگ در دل کوه است نمایان شده و جاده درست از پای آن می گذرد. از آنجاست که می توان پیکره ها و سنگنبشته داریوش بزرگ را فراز دیواره ای بلند دید.
ببببببببب
ادامه دارد
...............
یییییییییییییی
ییییییییییییی

یک نمایشگاه پیروزی

داستان کوه بیستون
جستار چهارم: یک نمایشگاه پیروزی
ممممممممم
هزاران سال است که نخستین یادمان هنری داریوش بزرگ فراز دیواره کوهی بلند چون یک نمایش بر پرده سینما دربرابر چشمان رهگذران از شاهراه کهن میان همدان و میان رودان دیده می شود. نمایشی از پیروزی های بزرگ و بازگشت آرامش به کشورهای درفرمان شاه هخامنشی. هزاران سال این پرده سینمایی کنجکاوی بسیاری از مردمان را برمی انگیخت. این پرده نمایش بدست کسانی بر سینه کوه تراشیده شد که سده ها پس از آن، نام و تاریخ آنان از یاد مردم رفت و دیگر کسی نمی دانست که داستان آن نمایش چیست. به ویژه اینکه این پرده نمایش فراز دیواره ای بسیار بلند بود و دسترسی به آن سخت دشوار. برای همین بود کسانی که کنجکاو این پرده نمایش بودند، از زبان مردمانی که آن پیرامون می زیستند، داستانهایی شگفت انگیز درباره آن می شنیدند که بازتابی از رویدادهای گوناگون بود که در روزگار دیرین در آنجا یا آن نزدیکی روی داده بود. شاید کسانی نیز تلاش کرده بودند تا از دیواره سنگی بالا رفته این نمایشگاه را از نزدیک ببینند. اما باز هم از نزدیک نمی توانستند چیزی از پیکره های نمایش داده شده یا نوشته های شگفت آور «میخ مانند» سردربیاورند.
یییییییی
با این همه نخستین بار «سرلشکر سرهنری کرسویکس راولینسن» (Major-General Sir Henry Creswicks Rawlinson) بود که به گونه علمی نویسه های نسخه های سه گانه «سنگنبشته بیستون» را رونویسی کرد و نگارش او از نسخه پارسی باستان (Old Persian) به همراه یادداشت ها و کندوکاوهایش در دهمین شماره Journal of the Royal Asiatic Society در سال 1847 به چاپ رسیده و پس از آن راز این پرده نمایش آشکار شد. چندی پس از آن بود که واپسین ویرایش او از نسخه اکدی به دست دست اندرکاران «موزه بریتانیایی» به نام Cuneiform Inscription of Western Asia, Vol. III, Plate 39 f. انتشار یافت.
ییییییییی
ادامه دارد
..............
ییییییییییییییییییی

۲۳ مرداد ۱۳۸۸

عکس های دیواره کوه بیستون

شاید نگاه به دیواره کوه بیستون برای ما بسیار شگفت انگیز باشد و همچنین پرسش برانگیز. نگاه به این دیواره که زمانی شاهراه کهن شرق و غرب از کنار آن می گذشت ما را در یافتن پاسخ این پرسش که چرا این بخش از کوه بیستون نزد ایرانیان کهن مورد توجه بود، یاری رساند. دیواره ای که نگاه به آن آدمی را به یاد اندیشه هایی جون «توانایی»، «نیرو»، «سربلندی» و «سترگی» می اندازد. در این جستار عکس های دیواره کوه بیستون را آورده ام تا در جستارهای دیگر به بخشی از یادمانهای کهن ایرانی که در پای این دیواره برپا شده بودند بپردازم. عکس هایی که من در اینجا آورده ام، همگی در پاییز سال گذشته گرفته شده اند. سپاسگذارم


لللللللللل

عکس شماره 1: اگر به فراز دیواره این کوه بنگرید آنرا مانند شعله های آتشی بزرگ و زرین می بینید. شگفت آور است که دیواره که سنگهایش به رنگ آتشین است، ما را به یاد آتش هایی می اندازد که در یادمانهایی چون نقش رستم فراز آرامگاه های شاهان هخامنشی کنده شده است. به شکاف بزرگی که در میلیون ها سال در میان این دیواره به وجود آمده است نگاه کنید (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییییییعکس شماره 2: پوزه جنوبی دیواره کوه بیستون، سنگنبشته داریوش بزرگ و همچنین یادمان گودرز و مهرداد اشکانی آن سوی این پوزه و پیکره بلاش اشکانی در بلندی این سوی پوزه کنده شده اند (اندازه بزرگ 1500*2000).

ییییییییی عکس شماره 3: دیواره بزرگ فراز شاهراه کهن که چون آتشی بسیار بزرگ به چشم می خورد (اندازه بزرگ 1500*2000).

ییییییی

عکس شماره 4: بخشی دیگر از دیواره کوه بیستون که در روزگاری دور کتزیاس آنرا وقف شده به «زئوس» (اهورامزدا) خوانده بود (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییی

عکس شماره 5: این هم عکسی دیگر از پوزه جنوبی کوه، شاهراه کهن درست از کنار این پوزه می گذشت. در جلوی این پوزه یک چشمه پرآب از زیر کوه برآمده و آنسوی پوزه سنگنبشته داریوش بزرگ و یادمان اشکانیان در تنگه ای کنده شده است. فراز این پوزه جایگاه آتشدان های کهن ایرانیان باستان در روزگار مادها است، همچنین در سوی چپ و پایین عکس دیواره بزرگ فرهاد تراش را که در روزگار ساسانیان تراشیده شده است را می توانید ببینید (اندازه بزرگ 1500*2000).

یییییییی


عکس شماره 6: آسمان کوه بیستون که امروزه پروازهای بین المللی میان ترکیه ، اروپا و کشورهای عربی از فراز آن می گذرند (اندازه بزرگ 1500*2000).

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

عکس های کوه بیستون- بخش سوم

عکس های شماره 20 تا 31
یییییییی

عکس شماره 20: چشم انداز کوه زیبای بیستون در افق هنگام غروب خورشید، عکس از فراز دریند شهر سهنه (صحنه)، (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی
عکس شماره 21: کوه بیستون آنسوی کوه ها (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییی

عکس شماره 22: کوه بیستون در افق (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییی
عکس شماره 23: یک عکس دیگر (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییی
عکس شماره 24: کوه بیستون در غروب خورشید، تپه نادر آباد که روزگاری نادر شاه افشار توپهای خود را برای نبرد با عثمانی ها بر فراز آن گذاشت در بخش پایین عکس دیده می شود. (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییییی

عکس شماره 25: کوه بیستون و کوه نجوبران پس از غروب آفتاب (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی

عکس شماره 26: دیواره بزرگ کوه بیستون عکس از جبهه جبوب غربی، روزگاری شاهراه کهن از کنار این کوه می گذشت و داریوش بزرگ و دیگر ایرانیان هم آن را دیدند و یادمان و سخنان خود را بر سینه آن به یادگار گذاردند (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی

عکس شماره 27: چشم اندازی دیگر از دیواره بزرگ کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی

عکس شماره 28: یک عکس دیگر از این دیواره، پسان تر هنگام دیدن عکس دانستم که افزون بر این کوه از شاهینی که در پرواز بوده هم عکس گرفته ام. این شاهین در جلوی ابرهای فراز کوه در عکس دیده می شود. (اندازه بزرگ 1500*2000)

ییییییی

عکس شماره 29: یک چشم انداز دیگر از دیواره کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییعکس شماره 30: کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی

عکس شماره 31: این واپسین عکسی بود که من از کوه بیستون گرفتم. بیستون ، یادمانهای ایرانی و مردمانی که پیرامون آن زندگی کرده و پاسدار آن یادمانها بودند را به یزدان بزرگ سپردیم و بازگشتیم (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی


عکس های کوه بیستون- بخش دوم

عکس های شماره 10 تا 19
ییییی

عکس شماره 10: فراز دیواره کوه بیستون، عکس از جبهه شرقی (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییییییییی

عکس شماره 11: نمای پشت کوه بیستون، دیواره این کوه و یادمانهای کهن ایرانیان در آن سوی این کوه هستند و در این بخش دخمه ای که در دل کوه تراشیده شده است (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی

عکس شماره 12: ستیغ کوه نجوبران (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییی

عکس شماره 13: آب گوارا و درخشان رود دینور در شرق کوه بیستون، «آب بی آلایش پاک اردوی و همه گیاهان مزدا آفریده را خوشنود می سازیم، مانند بهترین سرور....» (آبان یشت -1) - (اندازه بزرگ 1500*2000)
ییییییییی
عکس شماره 14: نمایی از شهر سهنه (صحنه)، عکس از فراز دربند، دخمه های کهن سهنه درست در پایین کوهی هستند که ما از فراز آنها عکس گرفتیم- (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی

عکس شماره 15: نمای یکی از دهکده های سهنه (صحنه)، ساختار دهکده های این سرزمین در دشتها از روزگاران کهن با خشت و گل و تیر چوب بوده و هزاران سال پایدار بوده است (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییعکس شماره 16: دامنه سر سبز یکی از کوههای پشت بیستون، نزدیک میان راهان و دینور (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی عکس شماره 17: یک تنگه زیبا میان کوه بیستون و دشت دینور، رود دینور از این تنگه گذشته به سوی جنوب و کنار کوه بیستون می رود (اندازه بزرگ 1500*2000)

ییییییییعکس شماره 18: دهانه بزرگ یک غار در پشت همان تنگه عکس شماره 17، کوه نوردان و سنگ نوردان بسیاری از دیواره های این غار بالا رفته یه سنگ نوردی می پردازند. این غار به ویژه در زمستان ها پناهگاه جانوران وحشی در کوهستان است (اندازه بزرگ 1500*2000)

ییییییی

عکس شماره 19: سیمای شهر سهنه (صحنه) که روزگاری چشمه ها و سراب های بسیار داشت و شوربختانه بخشی از آنها در روزگار کنونی خشک شده اند (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییی

۲۰ مرداد ۱۳۸۸

عکس های کوه بیستون- بخش یکم

درود بر دوستان گرامی و ارجمند
ققققققق
بخش نخست عکس های من از کوه بیستون در اینجا آورده می شود. این عکس ها با هدف شناخت بیشتر جایگاه باستانی این کوه در میان ایرانیان و همچنین شناخت زیبایی های آن با دوربین خودم گرفته شده اند. این عکس ها خود نمایانگر این خواهند بود که این کوه چشم اندازی بسیار زیبا داشته و طبیعتی با شکوه پیرامون آن را دربرگرفته است. شاید با دیدن این عکس ها جایگاه ویژه این کوه را در نگاه ایرانیان کهن دریافته و بدانیم که چرا این کوه در نگاه مردمان کهن گیرا بوده ایرانیان یادمانهایی بزرگ را در کنار دیواره آن به یادگار گذارده و این کوه الهام بخش عاشقان و سرایندگان نامدار ایرانی چون نظامی گنجوی و دقیقی بود.
لللللللل
در گام نخست در چند بخش عکس های کوه بیستون آورده شده و سپس عکس های یادمانها در این وبلاگ پست خواهند شد. همچنین تلاش خواهد شد تا این عکس ها با اندازه بزرگ (1500*2000) در دسترس دوستان قرار گیرند. سپاسگذارم
بببب
عکس شماره 1: چشم انداز کوه بیستون در کنار خواهرش کوه نجوبران، عکس از جبهه شرقی کوه و از دشتی که در روزگار کهن نیسایه نام داشت (اندازه بزرگ 1500*2000)
للللللللل
ییییییی

عکس شماره 2: چشم اندازی از کوه بیستون و دیواره بزرگ آن که شاهراه کهن از هگمتانه به کنار آن می رسید و به سوی میان رودان می شتافت (اندازه بزرگ 1500*2000)

نننننننننن

عکس شماره 3: (اندازه بزرگ 1500*2000)
یییییییی


عکس شماره 4: (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییییی

عکس شماره 5: کوه نجوبران خواهر کوه بیستون (اندازه بزرگ 1500*2000)

ییییییییی

عکس شماره 6: ستیغ کوه نجوبران (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییییی

عکس شماره 7: یکی از قله های کوه بیستون، عکس از جبهه شرقی (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییییی

عکس شماره 8: رود دینور با آب فراوان که در شرق کوه بیستون از شمال به جنوب به سوی رود گاماسیاب جاری است (اندازه بزرگ 1500*2000)

یییییییی

عکس شماره 9: یک پل ساخته شده در روزگار صفویان. این پل در راستای همان شاهراه کهن و بر روی رود دینور ساخته شده آنسوی آن یک کارخانه قند چهره این یادمان کهن ایرانی را بسیار زشت نموده است (اندازه بزرگ 1500*2000)


ادامه داره

۱۰ مرداد ۱۳۸۸

سرگذشت بغ و کوه بغستان

داستان کوه بیستون
جستار سوم: سرگذشت بغ و کوه بغستان
یییییی
نگاه به دیواره و ستیغ کوه زیبای بیستون ناخودآگاه ما را به یاد تاریخ این سرزمین و سرسختی آن دربرابر آسیب های روزگار میاندازد. میلیونها سال وزش باد، بارش باران و تابش آفتاب این کوه را به سیمایی درآورد که امروز چنین دیده می شود. هزاران سال نیز باد و باران و تابش آفتاب یادگارها و سازه های ایرانیان را که روزگاری دور ساخته شده بودند فرسود. اما با همه آسیب های روزگار، مردمان گوناگون در پیرامون این کوه بزرگ زیستند و فرهنگ، آیین و شیوه زندگی و زبان خود را در پای آن و سرزمین های نزدیک گستردند. پس کوه بیستون چون تاریخ این سرزمین نماد پایداری و سختی و دربرابر آسیب روزگار است.

دست کم از روزگاری دیرین این کوه جایگاه زندگی مردمان کهن بوده است. یافته های باستان شناسی چون سنگها و استخوانهای تیز شده در غارهایی چون «شکارچیان»، «مرخر»، «مرتاریک» و «مرآفتاب» در دیواره این کوه، نشان از نگاه ویژه مردمان دیرین به این کوه و غارهای آن داشته و این کوه را پناهگاه مردمان از دوره «پارینه سنگی» (Mousterian age) دانسته است. گویا از همان روزگاران بود که رفت و آمد مردم در پای این کوه آغاز شد و با آغاز تمدن و دامداری، جای پای مردم و گله ها خاکها را هموار و راههای مالرو را پدیدار نمود و آرام آرام راه برای پیدایش شاهراهی بزرگ در تاریخ نمایان شد.

افزون بر این آنچنانکه در جستار پیشین نیز نوشتم چشم اندار ویژه این کوه در سنجش با کوههای نزدیک آن، رودها و چشمه ها با آب گوارا در پیرامون و همچنین دیواره شگفت انگیز در جنوب این کوه، نگاه مردمان را به خود می کشاند. کسانیکه از شرق این سرزمین به سوی «میان رودان» می رفتند یا از غرب به ایران می آمدند، از دشت روبه روی این کوه می گذشتند و دیواره این کوه دربرابر چشمان آنان بسیار دیدنی و خیره کننده بود. با این همه هنوز نمی دانیم پیش از آمدن ایرانیان کهن به اینجا، این کوه تا چه اندازه نزد مردمان کهن مقدس بوده است؟

اما دست کم می توانیم بگوییم ایرانیانی که نگاهی ویژه به کوهها داشته و آنها را در پیوند با «خورنه» (Ave: Xvarəna) و نیز «اندیشه های خورشید» می دانستند، این کوه را همچون کوههای دیگر برآمده از بن «کوه البرز» پنداشته ویژگی هایی کیهانی در ستیغ این کوه می دیدند. برآمدن و غروب آفتاب و پرتوهای درخشانی که از پس این کوه در بسیاری از روزهای سال نمایان می شد، برای مردمی که در سایه این کوه آنها را می دیدند سخت زیبا و دیدنی بود و نگاه آن مردمان را به پرتوهای خورشید و این کوه می کشاند.

به احتمال بسیار همان باورهای ایرانیان کهن به آسمان و خورشید و نیز نبرد کیهانی نیکی و بدی بود که نام «بغستان» (OP: *Bagastāna) را برای این کوه برگزید. اما نمی دانیم آیا ایرانیان باستان نام بغستان را همچون بسیاری از نامهای دیگر از سرزمینی که در روزگاری دیرین از آن کوچیدند، همراه خود به اینجا آورده بودند یا اینکه این نام ایرانی پس از رسیدن آنها به اینجا از سوی آنان نوآوری گشت. اما داستان هرچی بود، بغستان نامی است سخت شگفت آور، چرا که با انگاره مرموز «بغ» بستگی داشت.
ادامه دارد
ییییییییییی
بببببببب

اندیشه های کوه

داستان کوه بیستون
جستار دوم: اندیشه های کوه
ییییی
کوه بیستون آنسوی سهنه و دیواره آن به سوی کوههای اسحاق وند و هرسین است. بیستون واپسین کوه از کوههایی است که از پایین دشت دینور به سوی جنوب و از کرمانشاه به سوی شرق کشیده شده اند. پس جایگاهی ویژه و چشم اندازی زیبا داشته چنانچه اگر از دور به آن بنگرید آنرا از کوههای نزدیک بلندتر می پندارید. گوشه بودن این کوه و جایگاه دیواره جنوب آن چنان است که در میان کوههای دیگر تک بوده و نگاه آدمی ناخودآگاه به ستیغ آن کشیده می شود. چنین ویژگی هایی به همراه رودهای زیبا و چشمه های کنار آن، این کوه را در روزگاران کهن درمیان کوههای دیگر برجسته ساخت و ایرانیان کهن را که بیشترین نگاهشان به آسمان و خورشید بود برآن داشت تا این کوه را «بغستان» (OP: *Bagastāna) یا «جایگاه خدا» بنامند.

ایرانیان باستان کوهها را جایگاهی برجسته و آرامش بخش می دیدند. نزد آنان کوه (OP: kaufa , Ave: kaofa) نشان بزرگی و شکوه و جایگاه رویدادهای سرنوشت ساز در نبرد کیهانی نیکی و بدی بود. در سرودهای اوستا از کوهها به نام «راستی بخشنده» (Ave: aša xvāθra) و «شادی بخش» (Ave: poura xvāθra) یاد شده و نام بسیاری از کوهها از اندیشه های «نیرومندی»، «سختی»، «دلیری»، «شادی» و «بخت» سرچشمه یافته بود. به ویژه در سرود «زامیاد یشت» نام بسیاری از کوهها از روزگار دیرین ایرانیان آورده شده است. نام کوهی Ave: Uši darena (سپیده دم درخشان) بود و کوهی دیگر Ave: Mazišvant (دارنده بزرگی)، همچنین کوههایی دیگر که نامشان Ave: Ereziša (راست و برافراشته)، Ave: Spentō dāta (داده پاک)، Ave: Ahurana (کوه اهورا)، Ave: Barō srayan (دارنده زیبایی) بود.

نام برخی کوهها نیز نمایانگر چشم انداز زیبا و بلندی آنها بود، چون Ave: Raodhita (کوهی که گیاه فراوان روید)، Ave: Erezifya (شاهین)، Ave: Starō sāra (ستاره سر)، Ave: Vafraya (برف مند)، Ave: Upāiri saəna (برتر از پرش شاهین)، Ave: Spita varenah (سپیدرنگ) و Ave: Spita gaona (سپیدگون). آنگاه که پسان تر آریایی ها به سرزمین های نوین کوچیده به تاریخ گام نهادند، آن نامها را با خود آورده به کوههای سرزمین های نوین که پیرامون خود می دیدند، نهادند. البرز در مازندران همان Ave: Harā bərəzaiti یا «هرای بلند»، الوند در همدان همان Ave: Aurvant یا «دلیر و چابک»، راوند در خراسان همان Ave: Raēvant یا «با شکوه»، سهند در آذربایجان همان Ave: Asnvant یا «آسمانی»، توروس در آناتولی همان Ave: Taəra یا «ستیغ» و بادغیس در افغانستان همان Ave: Vāiti gaēsa .
نننننننن
یییییییی
دوستان گرامی که مایل به دریافت متن کامل این مقاله هستند می توانند به آدرس اینترنتی .........تماس بگیرند.
یییییییییی

۹ مرداد ۱۳۸۸

ایرانیان کوهستان

داستان کوه بیستون
جستار یکم: ایرانیان کوهستان
ییییی
آنچنانکه از کنگاور به سوی کرمانشاه بیرون روید، دشتی زیبا با رودخانه و چشمه ها را پشت سر می گذرانید. سپس به سوی گردنه ای کم شیب پیش خواهید رفت که « بیدسرخ» نام داشته آنگاه با گذر از آن، دشتهایی خرم و کوههایی بزرگ را دربرابر خود خواهید دید. هرچه بیشتر بروید رودخانه ها پرآب تر، چشمه ها بیشتر و روستاها فراوان تر می شوند. از میان گردنه بیدسرخ آرام آرام و در سرازیری به سوی کوههای آهکی که غارهای فراوان در آن است خواهید رفت و شهر « صحنه» (سهنه) را درپیش خواهید گرفت. کوههای سرسبز با زمینهای بارور، پیرامون دشتها را فراگرفته اما چون به شهر صحنه نزدیک می شوید از آنسوی کوهها ستیغ کوهی بزرگ با دیواره ای شگفت انگیز سربرخواهد آورد که زیبایی چشمگیر داشته و در تاریخ پرفراز و نشیب ایرانیان، آرامش بخش مردم این سرزمین بود.

هزاران سال مردم کردنژاد که بخشی از مردمان ایرانی بودند دراین دشتها و کنار همین کوهها کشاورزی می کردند. آنها درخت می کاشتند، از چشمه ها و کانی ها جویبارهای برمی آوردند، زمینها و باغ ها را آبیاری می کردند، دامهای خود را در مرغزارها به چرا می بردند و کوچ نشینان چادرهای خود را در بهار و تابستان برمی افراشتند. این مردم بازماندگان تباری از مردمان آریایی بودند که هزاران سال پیش با مردم بومی این سرزمین درآمیخته نخستین فرمانروایی یکپارچه ایرانی را در تاریخ برپا نموده سپس آنرا به دیگر ایرانیان سپردند و دشت هایی که در آنها زندگی می کنند، بخشی از سرزمین بزرگ « ماد» (OP: Māda) بود.

هنوز نگاه به مردم کرد در کنار دیگر ایرانیان چون لرها، آذریان، فارس ها، بلوچ ها، خوزستانیان و... ما را به یاد زندگی، فرهنگ و زبان ایرانیان کهن می اندازد. کشاورزان به شیوه دیرین پیراهن آبی رنگ یا سرمه ای که در باورهای کهن یکی از سه رنگ آسمانی خورشید بود، برتن داشته همان شلواری که بزرگترین میراث غیرمستقیم ایرانیان در تاریخ بود به پا کرده در خانه هایی روستایی ساخته شده با تیرهای چوبی، خشت و سنگ زندگی می کنند. خانه هایی که نقشه سقف، در، پنجره ها و ایوان آنها آدمی را به یاد سازه های ایرانیان کهن در تخت جمشید و دشت مرغاب انداخته و دیرینگی شیوه ساختمان سازی مادها را نمایش می دهند. زنان جامه های رنگارنگ پوشیده و الگوی جامه های آنها همانی است که در باور آن روزگاران ایزد بانو آناهیتا برتن داشت. آن مردم هنگام سوگ چهره خود را چنگ می زنند درست مانند مردان و زنان بزرگ شاهنامه که در سوگ نزدیکان خویش چهره خویش را می زدند و هنگام شادی به همان شیوه دیرین بزم گذارده با همان ابزارهایی که باربد و نکیسا می نواختند، این مردم نیز می نوازند. مردمان کرد در کنار مردمان آذری و لرها در بخش بزرگی از ایران کنونی زندگی کرده بازمانده مادهای ایرانی هستند و آنهایی نیز که در بیرون مرزهای ایران زندگی می کنند بخشی از مرزهای فرهنگی ایران بزرگ را تشکیل می دهند.

بویژه زبان مردم کرد بازمانده همان زبان مادهای کهن و بسیاری از واژه هایی که در گویش های گوناگون کردی شنیده می شوند با واژه ها و نامها در نوشته های ایرانیان کهن بسیار نزدیک و هم آواست. شگفت آور اینکه دست کم با نزدیک شدن به کوه بیستون درمی یابیم که اینجا نیز نام دشت ها، کوه ها، شهرها و حتی روستاها بازمانده نامهای ایرانی کهن بوده و در تاریخ و نوشته های بزرگان این سرزمین بازتاب یافته است. خود نام «ماد» در نام دشتی پهناور آنسوی کرمانشاه پنهان مانده است. چرا که نام کنونی « ماهی دشت» را خود مردم کرد «مایشت» (Māyašt) یا «مای دشت» (Māydašt) می خوانند که همان «دشت ماد» بوده و در بخش نخست آن واژه «ماد» به «مای» دگرگون یافته است. بهتر بگویم در زبانهای ایرانی در شرایط گویشی ویژه واک /d/ به واک /y/ چرخیده است.

یییییییییی
دوستانی که مایل به دریافت متن کامل مقاله هستند می توانند به آدرس اینترنتی ........... تماس بگیرند.
ببببببببب